تبليغاتX
Agenbite of Inwit - با مخاطب های آشنا

مرتضی س.: استاد میشه نظرتون رو راجع به اوج دوره سینمای وسترن بدونیم؟

 منتقد: والا بعد از فلینی و سینمای شاعرانه وسترن ش هیچکدوم از کارگردانان صاحب نام این ژانر (حتی ترنس مالیک و باب فاسی) هم نتونستن سینمای وسترن رو به سر منزل معنا گرایی و متا فیزیکی خاص خودش برگردونن.

محمد د.: آخه چرا استاد؟!

منتقد: خوب بعد از جنگ های داخلی آمریکا، فیلمسازان مطرح اطمینانشونو نسبت به تفکر مدرنیسم از دست دادن. از اون ور هم تماشاچی ها ترجیح می دادن خودشونو با آتاری و بیس بال سرگرم کنن. شما ببینید الیا کازان با فیلم اسب کهر را بنگر داره آشکارا به نیچه دهن کجی می کنه. اوتو پره مینجر با اینک آخر زمان دغدغه پست مدرن انسان معاصر رو نسبت به مقوله معاد روز قیامت بیان می کنه. ببینید حتی کوبایاشی هم در این ور دنیا با مفهوم پست مدرن بی معنایی در فیلم امپراتوری هوس چه بوالهوسانه بازی می کنه. اگر پست مدرنیسم ظهور نمی کرد سینمای معاصر به شدت دچار رکود فلسفی و زیبایی شناسانه می شد. هیچکاک هیچ شب بدون خواندن ژرژ باتای خوابش نمی برد. میلوش فورمن وقتی کابوی نیمه شب رو ساخت که تازه خوندن آثار هایدگر و گادامر رو تموم کرده بود. آقا دیگه اون روزا گذشته که تماشاچی رو با فیلم های بی ناموسی مثل آهنگ برنادت و رز ارغوانی قاهره گمراه کرد. تماشاچیان امروزه بسیار فخیم تر و آگاه تر نسبت به گذشته هستند.

علی د.: استاد سینمای مدرن اروپا در چه موقعیتی هست امروز؟

منتقد: من خودم روزی که ویم وندرس آرسنیک و تور کهنه رو در شیکاگو کلید می زد اونجا بودم و دیدم که جمعیت تظاهر کننده فمینیست به نفع همجنس گرایان شعار می دادن. فقط یک کارگردان اروپایی می تونه از این موضوع یک فیلم ناب بسازه: برتولوچی. فیلم آقایان مو طلایی ها رو ترجیح می دهند نتیجه تلاش شبانه روزی برتولوچی برای زنده نگاه داشتن سینمای نئو نوآر بود. گدار با جسارت میاد و فیلم کودکی ایوان رو می سازه به اين خاطر كه با تمام وجود عقده های اودیپ ایوان مخوف رو لمس کرده. همین تارکوفسکی رو در نظر بگیرین. وقتی فیلم ارباب حلقه های اونو تو جشنواره فیلم ونیز نشون می دادن به جز ژاک دریدا و ناتالی ساروت کسی توی سالن سینما نمونده بوده! سینمای پست آوانگارد یعنی همین!

عباس ز.: استاد شما قصد ندارین فیلم بسازین؟!

منتقد: چرا حتماً. می دونین من تو انتخاب فیلمنامه وسواس دارم به شدت. اما اخیراً فیلمنامه ای از دوست عزیزم ناصر ح. به دستم رسیده که خیلی ذهنمو درگیر کرده. داستان دختری ست که میره سقا خونه دعا کنه و شمعی رو هم که نظر کرده بوده برای "قهرمان" داستان ادا کنه. در همین حال مریخی ها به سقا خونه حمله می کنن و دختر رو به همراه سقا خونه به فضا می برن. اگه تهیه کننده محترم جناب آقای حمید ط. بودجه لازم رو در اختیار بنده بذارن مشکلی نخواهد بود و به سرعت کار رو در استوديو گلپا کلید می زنیم. با فیلمبردار آقای بهرام ص. و عکاس هنري آقای امیر خ. هم در اين مورد نشستی داشتیم که باید ببینیم چه پیش خواهد آمد. با تشکر از همه دوستان.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 9:21  توسط Stephen Hero  |