تبليغاتX
Agenbite of Inwit - کنسرت کلاپتون به روایت حامد زینه مان

یکشنبه هشت مارس. یک شب بارونی. به همون دلمردگی جمعه شب های ایران. قرار گذاشته بودیم با یکی از برو بچه های سیدنی بریم Entertainment Center برای دیدن کنسرت عمو اریک. سالن پر از آدمای جورواجور بود. ما هم مثل همیشه تو قسمت فقرا اون ته ته سالن زیر سقف نشسته بودیم! اریک کلاپتون کنسرت رو با یک آهنگ بلوز شروع کرد. یک چیزی میگم، یک چیزی میشنفین. این داداشمون آخر این حرفاست. مهم نیست که بقیه گیتاریست ها چقدر تند می زنن، مهم اینه که هیچ وقت آروم مثل استاد نمی تونن slow hand بزنن. با وجود آدمی مثل اریک کلاپتون بقیه باید برن جلو بوق بزنن. یه چیزی تو وجود این مرد هست که نمیشه توصیفش کرد. وقتی می بینیش اصالت تاریخ موسیقی راک و بلوز رو می بینی، Cream رو می بینی تو وجودش؛ جان لنون رو می بینی؛ فیل کالینز رو می بینی؛ تینا ترنر رو می بینی؛ جیمی پیج رو می بینی؛ میک جگر رو می بینی؛ جرج هریسون رو می بینی؛ جف بک رو می بینی؛ و مایکل کامن رو. این مرد بوی همه اون آدما رو می ده. وقتی فکر می کنم که هرکدوم از این آدمای طرفدار موسیقی چقدر با آهنگ های این مرد خاطره دارن احساس خوشبختی بهم دست می ده چون من باهاش تو فضای یه سالن نفس کشیدم...کاش می تونستم نفسامو یادگاری نگه دارم. احساس یه بچه چاق رو داشتم که برای دو ساعت بزرگترین و بهترین شکلات دنیا رو بهش دادن! حالا این بچه می خواد زمانش تموم بشه؟! نکته جالب این بود که اریک اصلاً حرف نزد و فقط آخرش گفت Thank You. آخر کنسرت که عمو اریک نشسته بود و داشت تنهایی یه آهنگ بلوز رو می زد و می خوند صدای نفس هیشکی در نمی اومد. همه مات و مبهوت و طلسم شده نگاه می کردن. چطوری این مرد با یک گیتار نسخه ده هزار نفر رو پیچید، من نمی دونم! نشستن در برابر اریک کلاپتون یعنی به خاطر سپردن اسطوره ها.

(نمایی از حامد زینه مان در داخل سالن!)

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 11:36  توسط Stephen Hero  |